تبليغاتX
عشقولانه

عشقولانه

کنار آشیانه ی تو آشیانه می کنم / فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم

اون دیگه منو نمیخواد

 

اون دیروز واسه ی همیشه رفت

گفت دیگه منتظرش نباشم چون دیگه بر نمیگرده

دلم شکست......

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 8:18 PM  توسط Mona  | 

بدون تو کجا برم کنار کی بشینم؟

تو چشمای کی خیره شم خودم رو توش ببینم؟

تو که نیستس یه کی بگم چشاشو روم نبنده؟

به کی بگم یه کم نازم کن که بهم نخنده؟؟

بدون تو با کی حرف بزنم دردت بجونم؟

تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم؟

به جون چشمات از تموم این زندگی سیرم

تو که نیستی همش ارزو می کنم بمیرم. . . .

 

امروز منو دید همش یه سوتفاهم بود فکر کرد من به خاطر دید زدن ژسرا دم در مدرسه واستادم

اما به خدا من فقط یه لحظه اومدم ببینم سرویسم اومده یا نه

 

تورو خدا دعا کنید برگرده

 

 

ای خدااااااااااااا

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 7:21 PM  توسط Mona  | 

I + U = L❤VE

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 4:50 PM  توسط Mona  | 

I + U = L❤VE

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 4:50 PM  توسط Mona  | 

ای خدا

صدای این ناله هام ای خدا چرا به گوش تو نمیرسه؟؟؟؟؟

دیگه بسه اما تو رفتی که من بمونم توی دردو غصه

 

 

 

رفت از ژیشم رفت واسه همیشه دلم شکسته از دوریش دارم میمیرم

 

ای خدا

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 5:7 PM  توسط Mona  | 

 

با حسین از یا حسین یک نقطه کم تر دارد ولی !با حسین بودن کجا و یا حسین گفتن کجا!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 3:53 PM  توسط Mona  | 

یا حسین

 

 

شهادت امام حسین رو به همه ی شیعیان تسلیت می گویم

 

 

یا امام حسین درد منم دوا کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 3:33 PM  توسط Mona  | 

دلم تنگه

 

 امروز بهش اس دادم

اما جواب نداد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 1:31 PM  توسط Mona  | 

خدایا به دادم برس

 

 

غريب است دوست داشتن. وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ... ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر ، ما بي رحم ‌تر . تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شده‌اند دکتر شريعتي

 

 

 خدایا به دادم برس........ 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 7:13 PM  توسط Mona  | 

چيه چيزي شده ؟ چرا ساكتي ؟

چيه چيزي شده ؟ چرا ساكتي ؟
دوست داري من نباشم تا كنارت باشه كي ؟
شنيدم از من دلسرد شدي به تازگي
شاديهاتو تقسيم ميكني با يكي
ديگه كه دوسش داري و تو روش حساسي
روش داري عقايد خيلي شيك و وسواسي
اينقده اونو ميخواي
كه اگه با اون بودي و منو اتفاقي جايي ديدي نشناسي
گفتم غرورمم زير
پاهات بذار له بشه
رفتي نذاشتي حتي دوستيمون به سال بكشه
تو عين نداريا واسه تو هر كاري كردم و بي معرفت نيومد يه بار به چشت
هرچي راجع بهت

فكر ميكردم شد نقش بر آب .. آواره آمارت بدجور همه جا پخشه الان
كاري كردي

كه حتي زندگي سخته شه برام .. بگو بينم كي تو زندگيت پر نقشه الان ؟
اونم
مثل منه و تعصب داره رو تو ؟
دوست داره همه جوره حفظ كنه آبروتو ؟
مثل من حاضره با دنياهم عوض نكنه حتي .. يه دونه از اون تاره موتو ؟
يا كه بر عكس نسبت به تو بي ارزشه ؟بگو چي كم گذاشتم واسه تو اين رسمشه ؟

كه جواب خوبيمو بدي با بديات
مگه نميگفتي فرق كردي با قديمات ؟
خاطراتو فراموش ميكنم مو به موشو برو با هر كي
كه دلت ميخواد رو به رو شو
بدون ديگه واسه من مرده كسي كه يه روزي با دنيا
عوض نميكردم يه دونه موشو
چه خوش خيالم به فكر اينكه دوباره تو بهم
زنگ ميزني شبا تا صبح بيدارم عيب نداره تو اين شبا كه واسه ما سخته خواب
تو با خيال راحتت بگير تخت بخواب
نگران منم نباش و آروم يواش 
چشماتو ببند بودن از ما داغون تراش
كه حالا همه چي رو سپردم به دست فراموشي
خوب ميدونم كه حالا با كس ديگه هم آغوشي
اينا رو ميبينم و ميسازم  بازم با غمتو
اينو بدون يه روزي ميگيره آهم دامنتو
آخه تا من يادمه
تو با راحتي ..منو تنها گذاشتي تو اوج ناراحتي
كاري كردي كه به يه فكر خراب
رسيدم .. فكر كثيفمو حتي تا خلاف كشيدم
وقتي ميديدم نيستي اما يادت اينجاست
وقتي نميشد من و تو با هم ما بشيم باز
خاطراتو
فراموش ميكنم مو به موشو برو با هر كي كه دلت ميخواد رو به رو شو
بدون ديگه
واسه من مرده كسي كه يه روزي با دنيا عوض نميكردم يه دونه موشو
هنوزم بوي عطرت چندتا دونه ي مشكي از اون موي لختت
روي تخته
.. تختي كسي كه هميشه ميشدي روش تو بفلم ولو
تو كه رفتي .. نميشكوندي اقلا دلو
با زخم زبونت
رسم زمونه اينه رابطه هايي كه به هم وصله نمونه
خيلي خوب ديگه همه چي بسه تمومه هر چي خدا بخواد همه چي دسته همونه ولي بدون تو هم يه كم نه آخرشي
منه ساده رو بگو ساختم با همه چي
نميخوام سر صحبت الكي هي بي مورد باشه .. اصلا تو خوبي هر چي تو ميگي باشه
ديگه اسمتم تو زندگيم باشه نحصه
هر بلاييم سرم آوردي ناز شصتت
بهتره اصلا نمونيم با هم ما يه لحظه ..اميدوارم دل تو هم باشه از من خسته
خاطراتو فراموش ميكنم مو به موشو برو با هر كي
كه دلت ميخواد رو به رو شو
بدون ديگه واسه من مرده كسي كه يه روزي با دنيا
عوض نميكردم يه دونه موشو

 

                                                                                     2afm

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 8:22 PM  توسط Mona  | 

دلم خیلی گرفته

     از این ادمای رو زمین

                        از این دنیای لعنتی

                                                       فقط برای مردنم دعا کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 5:58 PM  توسط Mona  | 

سلام

دوباره عاشق شدم دوباره که نه

من عاشقش بودم عاشق همونی که یه بار قلبمو شکوند و تنهام گذاشت

حالا برگشته  بهتر از قبل. میگه دوسم داره اما من باور نمی کنم

خیلی کارا کرده که باورش کنم اما زخم قبلیش رو دلم هنوز خوب نشده

منم دوسش دارم ولی  نمی دونم چرا نمی تونم بهش بگم

بازم به مشکل قبلی برخوردیم اون میگه تو یکی دیگرو دوست داری

اما نمی دونه که تمام سلولای من رو خودشون اسم اونو نوشتن

اون ادرس این وبلاگو نداره تا بیادو ببینه که من همیشه به یادمشو چقدر دوسش دارم

اما از خدا می خوام که بهش بفهمونه من به جز اون هیچ کسو نمی خوام

دوستت دارم عزیزم بوس بوس

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 5:54 AM  توسط Mona  | 

kiss

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 5:38 AM  توسط Mona  | 

در هوای تو

یک دشت نان داغ،یک سفره اشتها

گندم منم که چاک دلم در هوای توست

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 5:4 PM  توسط Mona  | 

ALONE

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 11:54 AM  توسط Mona  | 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 9:10 PM  توسط Mona  | 

امشب خیلی دلم گرفته

نمی دونم چمه.یه جورایی خسته شدم

احساس می کنم خیلی تنهام

دلم هوای دادشمو کرده.مطئنا الان خوابه

دلم خیلی براش تنگ شده کاش آلان اینجا بودو

اذیتم می کرد کاش اینجا بودو واسم جک تعریف می کرد کاش اینجا بود و سوژم می کرد

کاش اینجا بود و ........

نمی دونم چرا تصمیم گرفتم بیامو اینجا حرفامو بنویسم

شاید واسه اینکه ازتون بخوام دعا کنید

دعا کنید که هر چه زود تر سربازیش تموم شه

دلم خیلی براش تنگه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 0:22 AM  توسط Mona  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 8:20 PM  توسط Mona  | 

عادت همه

این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه 
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گردای رو اینه ها فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه
این روا آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزا کار آدما دلهای پک رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه
این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه
این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه
جرم تمومشون فقط لذت آشناییه
این روزا توی هر قفس یکی دو تا قناریه
شبها غم قناریها تو خواب خونه جاریه
این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه
این روزا عادت گلها مرگ و بهونه کردنه
کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه
این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه
این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه
رو بام پک آسمون ستاره رو شمردنه
این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن
این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره
هر جا یکی منتظر ورود یه مسافره
این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه
چشای خسته تا ابد به در بسته می مونه
این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه
زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه
این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه
کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه
این روزا دوستا هم دیگه با هم صداقت ندارن
یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن
جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه
فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه
این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه
اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه
این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه
زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه
این روزا اشک مون فقط چاره ی بی قراریه
تنها پناه آدما عکسای یادگاریه
این روزا فصل غربت عشق و یبدهای مجنونه
بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه
این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکنن
دلای پک و ساده رو فدای مردم میکنن
این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره
کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره
مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن
حقا که بی وفایی رو خوب هم رعایت میکنن
درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن
پاییز که از راه میرسه پا روی برگاش می ذارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن
چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن
این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم
شبا یه کم دلواپس کودک همسایه باشیم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل میکنن
دردای ارغوانی رو با هم تحمل می کنن
اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه
اما نه فکر که میکنم این کار یه کار ساده نیست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 1:6 PM  توسط Mona  | 

دلم شکست

می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟
 
از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک،
مجبور به زیستن هستم.
 
از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟
از چه بنویسم؟
 
از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟
 
ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد.
 
از چه بنویسم؟
از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟
 
شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم،
دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند.
 
شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم
به نوعی گناهکاری شناخته شدم.
 
نه!نه! شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید،
یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود. عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم.
 
که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای ((دوست داشتن))را درک کنی…
امّا هیهات…. که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی…
از من بریدی و از این آشیان پریدی…
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:42 PM  توسط Mona  | 

قسمت

 

کسی را که دوستش داری آزادش بگذار؛اگر قسمت تو باشد بر می گردد

و اگر بر نگشت بدون از همان اول مال تو نبوده

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 8:26 PM  توسط Mona  | 

خدایا..............

از عشق امروزمان برای فرداهایی که فراموش میکنیم

   عاشق بوده ایم قدری کنار بگذار

 به قدر یک مشت 

 به قدر یک لبخند

تا فراموش نکنیم عاشق بوده ایم

 تا عاشق بمانیم و عاشق بمیریم

                                                                                            "دکتر علی شریعتی"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 1:25 PM  توسط Mona  | 

در تنهايي خود لحظه ها را برايت گريه کردم


در بي کسيم براي تو که همه کسم بودي گريه کردم


در حال خنديدن بودم که به ياد خنده هاي سرد و تلخت گريه کردم


در حين دويدن در کوچه هاي زندگي بودم که ناگاه به ياد لحظه هايي که بودي و اکنون نيستي ايستادم و آرام گريه کردم


ولي اکنون مي خندم آري ميخندم به تمام لحظه هاي بچگانه اي که به خاطرت اشک هايم را قرباني کردم

 

 

عشق چیزی جز

 ع ش ق

نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 12:32 PM  توسط Mona  | 

بوسه

 

 

دوستان عزیز اگر عکس های دیگری هم خواستین تو نظرات بگید تا براتون بذارم

در ضمن با نظراتتون منو در بهتر کردن وبلاگ یاری کنید

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:59 PM  توسط Mona  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 5:16 PM  توسط Mona  | 

مرگ

 

زندگی جدولی است که رمز پر کردن آن مرگ است

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 4:8 PM  توسط Mona  | 

عشق فقط مال خداست

رودها در جاری شدن و علفها در سبز شدن معنی پیدا می کنند،کوه ها با قله ه زندگی را می یابند

انسان ها،همه ی انسان ها فقط با عشق زندگی میکنند

پس وای خدایا!!!

بر من رحم کن،بر منی که ناتوانم رحم کن

باشد که خانه ای نداشته باشم،باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم

و حتی دست و پایی نداشته باشم....

اما نباشد که در دلم عشق   تو   نباشد

                                                           هرگز نباشد


خدایا .....

در این زمانه ای که کسی به فکر دیگری نیست تو مرا تنها نذار

گاهی به این می اندیشم که آیا واقعا ما  انسان ها اشرف مخلوقاتیم؟؟؟؟؟؟؟؟

به خاطر این بهمون میگن اشرف مخلوقات چون توانایی داریم

دلای همدیگرو بشکونیم  و غصه رو دل همدیگه بذاریم

همدیگرو اذیت کنیم

به جا کمک به همدیگه مشکل تراشی کنیم

از همدیگه دور باشیم

راضی به خوشی دیگران نباشیم

فقط به فکر خودمون باشیم توجه نکنیم که اطرافیانمون چگونه اند

آری ما انسان ها این گونه ایم..................

چرایش را نمی دانم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایا فقط از تو می خواهم  در این زمانه که کسی یار کسی نیست تو تنها یارم باشی

                                                                            (مونا)

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 2:44 PM  توسط Mona  | 

یادت باشه

 

در عشق پیروز کسی است که پای به فرار دهد

با عشق زمان فراموش می شود و با زمان عشق فراموش می شود

زندگی خواب است و عشق رویای آن

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 2:13 PM  توسط Mona  | 

اموزنده

 

اگر مي خواهي دوستيت پا برجا بماند هيچ گاه با دوستت شريک مشو

از دست زمانه تير بايد بخوري، دائم غم ناگزير بايد بخوري، صد مرتبه گفتم عاشقي كار تو نيست، بچه تو هنوز شير بايد بخوري

عشق به دنبال سلطه جويي نيست ، عشق در جستجوي راهي براي تسليم شدن است

 زندگي کن و لبخند بزن، به خاطر آنهايي که با لبخندت زندگي مي کنند

کشتي در ساحل امن تر است، ولي براي اين منظور ساخته نشده است پس: حرکت کن

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 11:35 AM  توسط Mona  | 

غزاله جون راست میگه

 

به نظر من عشق یه واژه است که آدما به بهانه ی دوست داشتن رو خودشون میزارن

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 6:5 PM  توسط Mona  |